ارمیاشکمو...
![]()
پسرنازم دیشب خونه باباجون رفتیم...میوه هاروجلوت گذاشتیم میخواستی بخوری یکم بهت اناردادم...ولی بازم گریه میکردی انارمیخواستی...قربون پسرشکموم بشم
...که عاااشق میوه هست مخصوصاانار...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ارمیاشکمو...
