آتلیه...
پسرنازموسه تاچهارروزقبل ازواکسن چهارماهگی بردمش آتلیه...پسرم پایه عکس گرفتن بودوباخانوم اتلیه میخندیدی...یک عکستم باخاله گرفتی ویک عکسم براخونه آقاجون گرفتیم دعوت آقاجون
وچندتاهم برای خونمون...پسرم روزبه روزداری بزرگ میشی...درقلب من حدومرزی برای دوست داشتن تونیست...عکسات حاضربشه میزارم...
تاکی حاضربشه؟؟؟؟؟
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آتلیه...
