ارمیاجونمارمیاجونم، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

ღپسرمღ دنیای من

واکسن4ماهگی...

ارمیاجونم واکسن 4ماهگیشم زد...ولی خیلی گریه کردپسرم زندگیم...من طاقت دیدن اشکاتوندارم اشک توچشمام جمع شد...خیلی گریه کردی 2تاواکسن بوددردبیشتری داشت تا3روززیادپاهاتوتکون نمیدادی دردداشتی پسرم توچراغ خونمونی قلب منی... بزرگ شدی شیشه شیرتم خودت میگیری ومیخوری... ...
4 آذر 1394

آتلیه...

پسرنازموسه تاچهارروزقبل ازواکسن چهارماهگی بردمش آتلیه...پسرم پایه عکس گرفتن بودوباخانوم اتلیه میخندیدی...یک عکستم باخاله گرفتی ویک عکسم براخونه آقاجون گرفتیم دعوت آقاجون وچندتاهم برای خونمون...پسرم روزبه روزداری بزرگ میشی...درقلب من حدومرزی برای دوست داشتن تونیست...عکسات حاضربشه میزارم... تاکی حاضربشه؟؟؟؟؟ ...
4 آذر 1394

واکسن2ماهگی...+هدیه

ارمیای مامان مردشده 2ماهش شده واکسن2ماهگیتوزدیم...خیلی گریه کردی ...پسرم من طاقت دیدن گریتونداشتم ازاتاق رفتم بیرون....اینم ازعکس2ماهگیت چندروزبعدازواکسن دوماهگیت خوب شدی ومیخندیدی ...عشقــــم این ست لباساتم مامان جوووون ازمشهدآورده بودن... ...
4 آذر 1394

روز10

ارمیای نازم پســـرعسللللم10روزش شدشبش رفتیم خونه آقاجون...چندشب اونجابودیم ...پسرکم شبااذیت میکردی نمیزاشتی بخوام خالتم بامن بیداربودتورونگه میداشت تامن بخوابم ...اینم ازعکس10روزگیت ...
4 آذر 1394

شب6

یکی دوشب قبل ازشب شیشت عقیقه کردم پسرنازمو...ان شالا...همیشه سالم باشی پسرنازم...شب شیشت همه دورهم جمع شدیم اینم ازعکس شب6 ...
3 مرداد 1394

پسرم3روزگیت مبارک...

*** پسرنازم3روزگیت مبارک ***...عاشقتم توامیدمامانی زندگی من مادربزرگ می گفت : هرگاه ستاره ای پر نور شود آدمی به دنیا می آید هرگاه ستاره ای سقوط کند آدمی می میرد شاید راست می گفت اما … چندشب پیش ازاون دوردورابرای من ستاره ای روشن شد...وامااون ستاره امیدمن بود...تویی امیدم پسرقشنگم... ...
2 مرداد 1394

فرشته ی نازم زمینی شد

ارمیای عزیزم درروزشنبه تاریخ1394/4/20تحت نظردکترناصح دربیمارستان تامین اجتماعی به دنیاآمد ...وقتی که بااسترس زیادوارداتاق عمل شدم ته دلم امیدواربودم که این همه استرس ودردوتحمل میکنم ولی برای کی؟؟؟؟ برای پسری که جونموبراش میدم برای پسری که صدای نفسهاش به من امیدمیداد برای پسری که حاضرم هرکاری بکنم وسالم باشه...وقتی دراوج بیهوشی بودم فقط میگفتم پسرم کجاست؟؟؟سالمه؟؟؟پسرم عاشششششششقتم ...
1 فروردين 1394

حس آزاد دخترانه رابه مهرمادری دادن بزرگترین ایثاریک زن است.

مادر یعنی به تعداد همه ی روزهای گذشته ی تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه ی روزهای آینده ی تو، دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه ی خواب های کودکانه ی تو، بیداری! مادر یعنی بهانه ی بوسیدن خستگی دست هایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه ی در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سال های دلتنگی تو بود! مادر یعنی باز هم بهانه ی مادر گرفتن …
22 دی 1393

سیسمونی پسرم...

پسرم 2ماه قبل اینکه به دنیابیای اتاقتوچیدیم هرروزمیرفتم تواتاقت میگفتم پس کی میای خودت تواتاقت دوست داشتم زودبه دنیابیای پسرم ...دیوونه وارعاااااشقتم ...تنهاچیزی که ازخدامیخوام ان شالاسالم باشی ... اینم چندتاازتیکه های سیسمونیت که تازه مامان جون آورده بودعکس گرفتم... اینم ازعکس وان پسملم ا این سرهمی باماشین وعروسکاولباساروخاله افسانه برات خریده... ...
3 اسفند 1389